شنبه, 04 شهریور 1396 ساعت 06:00

استارتاپ برابر است با رشد

استارتاپ کمپانی‌ای‌ست که برای رشد سریعد طراحی شده است. تازه تاسیس بودن به معنی استارتاپ بودن نیس، و همچنین واجب نیس یک استارتاپ به تکنولوژی مربوط باشد یا سرمایه گذار داشته باشد. تنها مسئله واجب رشد است و همه‌ی دیگر مسائل به رشد استارتاپ‌ بستگی دارد.

اگر قصد دارید یک استارتاپ ایجاد کنید، لازم است که حتما این را بدانید. ایجاد یک استارتاپ بسیار دشوار است و شما نمی‌توانید به آسانی و تنها با ترسیم هدف موفق شوید. شما باید بدانید رشد آن چیزی است که باید به آن تبدیل شوید. خبر خوب این است که اگر به رشد دست پیدا کنید، بقیه‌ی مسائل نیز در مسیر درست خود قرار می‌گیرند. این بدان معناست که شما می‌توانید از رشد همانند یک قطب‌نما در راستای هرگونه تصمیم‌گیری استفاده کنید.

چوب‌های قرمز:

بیایید با وجه تمایزی که همواره نادیده گرفته می‌شود شروع کنیم: هر شرکت تازه تاسیسی یک استارتاپ نیست. سالانه میلیون‌ها شرکت در ایالات متحده شروع به کار می‌کنند، اما تعداد محدودی استارتاپ هستند. اکثر آنان کسب و کارهای خدماتی همچون رستوران، آرایشگاه، لوله کشی یا امثال آن هستند. این‌ها استارتاپ نیستند، مگر در موارد غیر معمول. به طور مثال یک آرایشگاه برای رشد سریع ساخته نشده است، اما یک موتور جستوگر چرا.

زمانی که می‌گوییم استارتاپ‌ها برای رشد سریع طراحی شده‌اند، از دو وجه قابل بررسی است.

می‌گوییم طراحی شده است، چراکه باید از روز اول برنامه‌ریزی شده باشند و عدم برنامه‌ریزی دلیل اصلی شکست اکثر استارتاپ‌ها است. استارتاپ‌ها بر اساس طبیعت‌های متفاوت، سرنوشت‌های متفاوت دارند؛ همانطور که سرنوشت یک نهال قرمز با جوانه لوبیا متفاوت است.

این تفاوت‌ها نشان می‌دهد چرا واژه‌ی «استارتاپ» برای کمپانی‌هایی با رشد سریع ساخته شده است. اگر همه‌ی شرکت‌ها مشابه بودند و فقط برخی از آنان در اثر شانس یا سرمایه‌گذارانشان رشد سریع داشتند، نیازی به کلمات متفاوت نداشتیم. ما می‌توانیم درباره‌ی کمپانی‌های فوق‌العاده موفق و یا ناموفق صحبت کنیم. اما در واقع استارتاپ‌ها به لحاظ بنیادی با کسب و کارهای دیگر متفاوتند. گوگل یک آرایشگاه با سرمایه‌گذاران متفاوت و خوش‌شانس نبود بلکه از روز اول متفاوت بود.

برای آنکه به سرعت رشد کنید، چیزی بسازید که قابل فروش در بازارهای بزرگ باشد. این تفاوت گوگل و یک آرایشگاه است. برای یک آرایشگاه نمی‌توانید مقیاس در نظر بگیرید.

برای آنکه یک شرکت بتواند واقعا بزرگ رشد کند، باید ۱) چیزی بسازد که بسیاری از مردم آن را می‌خواهند، ۲) به همه‌ی این افراد دسترسی داشته باشد و سرویس بدهد. تقریبا هرکسی نیاز به کوتاهی مو دارد. مشکل آرایشگاه مانند هر خرده فروشی دیگری گزینه ۲ است. یک آرایشگاه به هر فرد به صورت مجزا سرویس می‌دهد و تعداد افراد کمی برای کوتاهی مو حاضر به مسافرت هستند. و حتی اگر حاضر به سفر کردن باشند، آرایشگاه نمی‌تواند همه‌ی آن‌ها را پوشش دهد.

آماده کردن یک نرم‌افزار، یک راه عالی برای پاسخ‌دهی به گزینه ۲ است اما هنوز هم مشکل ۱ پابرجاست. اگر نرم‌افزاری بسازید که زبان تبتی را به مجارستانی‌ها آموزش دهد، شما به بسیاری از افراد نیازمند به این آموزش دسترسی دارید و همزمان به بسیاری دیگر دسترسی ندارید. حال اگر برنامه‌ای بسازید که زبان انگلیسی را به افراد چینی آموزش دهد، حال شما در حال راه‌اندازی یک استارتاپ هستید.

بسیاری از کسب و کارها درگیر ۱ یا ۲ هستند، اما مشخصه اصلی یک استارتاپ این است که درگیر این دو مورد نباشد.

در ادامه باز هم با ما همراه باشید، درمورد رشد استارتاپ‌ها توضیح بیشتری خواهیم داد...

منتشرشده در بلاگ

اگر پست قبلی ما رو در مورد تاب آوری خونده باشید، این مطلب براتون قابل فهم تره.

اینجا میتونید ببینیدش: Link

حالا ما در این پست به جزئیات اون شش قسمت پرداختیم. یکی از اون جزئیات چشم انداز بود:

. چشم انداز

  • مهم‌ترین حوزه،

چشم‌انداز مربوط به نیت‌ها، اهداف و دیدگاه شخصی خودتان است. دلیل مهم‌تر بودن این حوزه از دیگر حوزه‌ها آن است که همه‌ی حوزه‌های دیگر به سمت آنچه شما می‌خواهید به آن برسید راهنمایی می‌شوند. وضوح در این حوزه باعث می‌شود هنگام مواجه شدن با انتخاب‌های دشوار قاطع باشید و هنگام مواجهه با چالش‌ها، چشم‌انداز خود را حفظ کنید. چه هدف شما به خانواده مربوط باشد، یا مربوط به کار و یا یک پروژه جانبی، مهم آن است که واضح و مشخص باشد.

  • وضوح باعث تمرکز شما می‌شود:

اگر کار خاصی برای فعالیت در آن زمینه نداشته باشید، به راحتی با جزییات بی‌اهمیت آشفته می‌شوید. چشم‌انداز درباره داشتن وضوح در زمانیست که همه چیز سخت‌ می‌شود، شما می‌دانید چه چیزی مهم است و چه چیزی مهم نیست پس متمرکز می‌مانید و به اهدافتان می‌رسید.

  • نام بازی سازگاری (تاب آوری) است:

سازگاری به این معنی است که تمام فعالیت‌های شما در کنار یکدیگر در راستای یک چشم انداز بزرگتر از خودتان و هدفمند بودن از طریق اهداف بلند مدت و کوتاه مدت انجام گیرند. اگر در این زمینه‌ها وضوح نداشته باشید، احتمال دارد برخی از اهداف شما با یکدیگر در تضاد باشند و در نتیجه موجب نا‌امیدی شود چراکه حرکت به سوی یک هدف، شما را از دیگر هدف‌ها دور می‌کند. در عوض اگر فعالیت‌های شما هم‌تراز شده باشند، هرکاری که انجام می‌دهید شما را به هدف نهایی‌تان نزدیک‌تر می‌کند، به شما کمک می‌کند تا شاهکاری را خلق کنید که دیگران غیر ممکن می‌پنداشتند.

 

 

رهبران با تجربه یاد گرفته اند که هر روز چشم اندازی که به آینده دارند را به روز رسانی کنند و نسبت به آن تصمیمات بزرگ و کوچکی میگرند که باعث میشود به هدفشان نزدیکتر شوند.

ادامه دارد...

منتشرشده در بلاگ